|
برو ای زاهدو دعوتم مکن سوی بهشت که خدا در ازل از بهر بهشتم بسرشت یک جو از خرمن هستی نتوان برداشت هرکه در ملک فنا و ره حق دانه نکشت توو تسبیهو مسلاو رهو زعدو ورع منو میخانه وناقوس رهو دیر وکنشت منعم از می مکن ای سوفی سافی که حکیمم در ازل تینت ما را بمی صاف و سرشت تقدیم به دوستاران عشق پاک حافظ
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 12:26  توسط مهدی
|
|
|